الشيخ محمد علي الگرامي القمي

49

مذهب (فارسى)

خداوندگارى و براى كلماتش مقام وحى معنوى ، و براى مخالفينش مقام ارتداد قائلند . . . مىخواهم بگويم در نهاد همه نداى « الله » هست ولى آنها كه همهء وقت خود را به هوسهاى دنيا داده‌اند نمىشنوند و چون با فطرت خود به وى وابسته‌اند اشتباهى به دنبال ديگران مىروند ، آرى « دانش حق ذوات را فطرى است * دانش دانش است كان فكرى است » اين است كه تبليغات انبياء بيشتر بر اساس آزاد كردن انسانها از قيد بندگى انسانهاى زمينى است يعنى اينها با شما فرقى ندارند ، اى انسان بندهء فردى همچون خود مباش تو آزادى « 1 » معبود و محبوبى جز الله نيست . « 2 » و اين است كه كلمات قرآن در معرفى خداوند بيشتر به عنوان توصيف است نه استدلال ، يعنى معبود و محبوب شما كسى است كه اين صفات را دارد به دنبال ديگران نرويد ، اگر مختصرى در اين اوصاف و اعمال آن خداى غيبى فكر كنيد هم او را مىشناسيد و هم از بردگى ديگران آزاد مىشويد . ممكن است بگوييد : رهبران مكتبهاى مادى چه بسا خودشان ادعا خداوندگارى نداشتند پيروانشان اين قدر بزرگ‌شان كردند و سپس بت شدند ، همين وضع در خود انبياء و رهبران مذهبى هم هست ، گروهى هم

--> ( 1 ) - لا تكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا . ( 2 ) - لا إله الا الله .